تبليغاتX
ღ*ღ رویای خیس ღ*ღ






درد و دل


آثار بجا يك دختر رویایی


از خط خطی های


دوستان رویایی من


از دیگر قصرهای رویایی من


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



خداحافظی موقت

 

دوستای گلم...شاید دیگه نتونم هرروز بیام پیشتون....به خاطر مشکلات...اما شما بی وفا

نباشین....سری به من بزنین....مرسی...


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



استقلاااااااااال قهرماااااااااااان

                           ღ*ღ استقلال ღ*ღ

 

بین همه ی تیم های دنیا

 

عشق است استقلاااااااال

 

Woooooooooooooooooow

 

تبرررررررررررررررریک...

 

یه تبریک آبیه آبیه آبی واااااااااااااااسه همه استقلالی های گلممممممممممم....

 

واای خدااااااااااااااااااااااااااا...استقلال برنده شدددددددددددددددددد....

 

قهرمااااااااااااااااااااااان جام حذفی...

یوووووووووووووهووووووووووووو...

 

ناااااااااازی....امروز تولد جباری بود....

 

اما.....با اینکه استقلال قهرمان شد....و خیلی خوشحالم....

 

اما از این جهت هم ناراحتم که منصوریان رفت....

 

ااااااااااالهی بگردم...میدونید چی گفت؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گفتش که:...........هیچوقت شما منصوریان رو روی نیمکتی مقابل استقلاااااااااااال

 

نمیبید....

 

نااااااااازی...به این میگین یه استقلالی دو آتیشه...

 

دیگه پرسپولیسا نمیتونن پز بدن....اونا قهرمان شدن که شدن...

 

فکر کردن ما نمیشیم...

 

ما هم قهرمااااااااااان جام حذفی شدیم...

 

1-1          مسااااااااااااوی...

 

به همه استقلالیهایی که واقعا مَردن و هیچوقت تا تقی به توقی خورد استقلال رو ول

 

نکردن تبررررررررررریک میگم....

 

تبریک یه دختر استقلالی به همه دوستاااااااااااااااااااااااام...

 

استقلال دوووووووووووووووووووووست دارم.....

 

عاااااااااااااااااشقتم...

 

راست میگن که : بین همه تیم های دنیا.... عشق است استقلال...

 

الهی قربون استقلال بشم من....

 

اگه توی ورزشگاه بودم...اگه بودمااااااااااا...میپریدم بغل همشون...

 

(اوا....خاک عاااااااالم)

 

اما اگه من جو گیر بشم حالیم نیست دیگه...

 

توی نونوایی بودم که استقلال گل سومش رو زد...نزدیک بود که....(هیچی ...ولش

 

کن)..بعد اومدم خونه و زنگ زدم به نادیا و حالا هی بگو که الهی قربون این

 

برم....قربون اون برم....بعدم که زنگ به زدم به کسی که خییییییییییلی دوستش دارم...

 

(آخی...فردا امتحان داره...براش دعا کنین خوب بده..)

 

قربون طالب لو برم با اون پنجه های طلاییش...

 

فداااااااااااای منصوریان....

 

فدای همشون اصلا...

 

مخصوصا...

 

منخصوصا...فدای قلعه نوووووووووووووویی....

 

(خدا حفظشون کنه....)

 

دوووووووووووووووووووستت دااااااااااارم استقلال

 

هر کدومتون که استقلالی هستین بیاین و توی جشن شادی کوچیک یه دخترآبی آبی

 

 مهمون بشین.....نشون بدین که با مرامین...نظر یادتون نره هاااااااااااااااا....

 


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



من عاشق عاشق شدنم

razi

یکی را دوست دارم...

ولی افسوس او هرگز نمیداند نگاهش میکنم...

شاید بخواند از نگاه من که او را دوست دارم...

ولی او هرگز نگاهم را نمیخواند...

«وای»به برگ گل نوشتم که او را دوست میدارم...

ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند...

صبا را دیدم و گفتم صبا:دستم به دامنت بگو از من به دلدارم...

تو را من دوست میدارم ...

ولی ناگه ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید...

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم... 

سینه مالامال درد...اما دلی بی کینه دارم...

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق بازی مثل هر جنبنده ای...

من دلی در سینه دارم...

من عاشق عاشق شدنم....

در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی در جهان؟

صدها پاکباز در سینه دارم...

کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان

هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم...

من عاشق عاشق شدنم...

من از بیراهه های هله برمیگردم و آواز شب دارم...

هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم...

مثال کوره میسوزد تنم از عشق...

امید طرب دارم....

حدیث تازه ای از عشق مردان حرب دارم...

من عاشق عاشق شدنم...

من واقعا عاشق عاشق شدنم...


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



خیلی خیلی تنهام

  این واسه عزیز ترین کسم

یه روز بهم گفت:میخوام باهات دوست شم.آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم:آره میدونم فکر خوبیه.منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه بهم گفت:میخوام تا ابد باهات بمونم.آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم:آره میدونم فکر خوبیه.منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه بهم گفت:میخوام برم یه جای دور.جایی که هیچ مزاحمی نباشه.

وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم:آره میدونم فکر خوبیه.منم خیلی تنهام...

یه روزتو نامه برام نوشت:من اینجا یه دوست پیدا کردم.آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:آره میدونم فکر خوبیه.منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه تو نامه برام نوشت:من قراره با این دوستم تا ابد...

لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام...

حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم چیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه

اینه که هنوز نمیدونه:

که من خیلی خیلی تنهام...


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



از عشق تو مردن

 

اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن...اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم

 

از عشق مردن....

 

اگر می بینی که زنده ام ، نفس می کشم ، تنها به خاطر وجود تو است...

 

اگر می بینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه اینهمه غصه

 

 در دل دارد ، تنها به امید بودن تو است....

 

اگر می بینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ، فقط

 

به خاطر عشقی است که از سوی تو در دلم نشسته است....

 

اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور

 

 دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد !


اگر دیدی نیستم ، نه صدایی و نه خبری از من نیست بدان

 

 که از عشق تو مرده ام

 

آری از عشق تو مرده ام عزیزم....

 


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



جمعه

 

عشق با شما چنین رفتارها می کند تا به اسرار قلب خود معرفت یاببد

جمعه ی  ساکت

 

جمعه  ی متروک

 

جمعه ی چون کوچه های کهنه ، غم انگیز

 

جمعه ی اندیشه های تنبل و بیمار

 

جمعه ی خمیازه های موذی کشدار

 

جمعه ی بی انتظار

 

جمعه ی تسلیم

 

 

خانه ی خالی

 

خانه دلگیر

 

خانه ی در بسته بر هجوم جوانی

 

خانه ی تاریکی و تصور خورشید

 

خانه تنهایی و تفأل و تردید

 

خانه ی پرده ، کتاب ، گنجه ، تصاویر

 

 

آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت

 

زندگی من چو جویبار غریبی

 

در دل این جمعه های  ساکت متروک

 

در دل این خانه های خالی دلگیر

 

آه  ، چه آرام و پر غرور گذر داشت .


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



باران

 

سلام دوستای گلم:

ببخشید چند روز نبودم...به دلایلی توی بیمارستان بودم.....

اما الآن که برگشتم میخوام مطلبای خوبی بزارم.....

اون وبم هم تا اطلاع ثانوی به دلایلی تعطیله....

مرسی...

 

                                  سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 

                                  شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی

 

                                  آه باران من سراپای وجودم آتش است

 

                                  پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



حرفای من درباره فاطمه (س)

 

سلام دوستای گلم:

امروز شهادت بی بی دو عالم فاطمه الزهرا،صدیقه کبری،راضیه مرضیه است....

وااااااااای...خدایا...نمیدونم الآن امام علی (ع) چه حالی داره....نمیتونم تصور کنم....

من عاشق امام علیم....الهی فدات بشم مولا...چه حس و حالی داری الآن...وااااااای...

واااااااای...بمیروم برای زجه های زینب و ام کلثوم....بمیرم برای دل حسنین...بمیرم...

خیلی بده آدم تو بچگیش مامانش رو از دست بده....

اون هم مامانی که....

چی بگم والله...اون خانوم اون قدر بزرگه و پیش خدا مقام داره که من حقیر نمیتونم توصیفش کنم....

الهی بمیرم واسه دل علی(ع)....زنش رو شبونه غسل داد....شبونه دفنش کرد....هیچوقت دوست نداشت سنگینی بدن زنش رو نامحرما حس کنن....

میدونید بابام چی میگفت؟

میگفت که روز بعد از شهادت حضرت فاطمه (س) که دیگه مردم فهمیده بودن....مشرکان میخواستند تک تک جاهای مدینه رو بگردن تا جسد فاطمه (س)رو پیدا کنن...

اما میدونین امام علی چی گفت؟مولام فرمو:به خدا قسم اگه بخواهید این کار ور بکنین دریای خون راه میندازم....دریای خون....

واااااای....چه همسر خوبی بودی .... اما همسرهای امروزی چی؟؟؟؟؟؟؟

فاطمه دختریه که پدرش اونو مادر خودش میدونست!!!!

قربونت بشم خانوم....خیلی دوووووووووستت دارم...

اینقدر دوست دارم بمیرم....اینقدر دوست دارم با امام علی بیاین و شفاعت منو پیش خدا بکنین....واااااااااای چه حالی پیدا میکنم اون موقع...چه حالی....

چه حال خوبی داره امام علی(ع) وحضرت فاطمه (س)بیان شفاعت آدم رو بکنن...

خدا لعنت کنه اونایی رو که خانوم ما رو به شهادت رسوندند....خدا بر خودشون و آلشون و نسلشون لعنت بفرسته....

الهی بمیرم...مگه خانوم ما چند سالش بود؟آخه مگه چند سالش بود؟18سالش بود...خیلی کوچیک بود؟با یه بچه توی راه....که اسمش رو گذاشته بودن محسن (ع)...

خانوم ما خیلی توی این دنیا سختی کشید...خیلی....

چه همسر فداکاری بود که به خاطر شوهرش از جون خودش مایه گذاشت...

بین در و دیوار....پهلوش شیکست....میخ در توی سینه اش فرو رفت....

وااااااای...خدای من...واااااااااااااااااااای خدااااااااااااایا...

اون نامردا رو تا صبح قیامت توی آتیش جهنم بسوزونشون...

خدایا...به حق پهلوی شکسته فاطمه ... به حق درد ودلهایی که علی توی چاه کرد....به حق زجه های زینب و ام کلثوم....به حق گریه های حسنین...همین امروز همه ما رو ببخش... خدایا...قسمت دادم...خواهش میکنم....نیازمون رو ادا کن...

یا فاطمه...خودت همین امروز شفاعت ما رو پیش خدا بکن...خودت به خدا بگو ماها رو ببخشه...

با چه رویی تو روز قیامت روی ماهت رو نگاه کنیم...ما رو سیاهیم...رو سیاه رو سیاه...

خانوم...مادر مهربونمون...با چه جوری بیایم پيشت ؟با چه رویی؟ هان؟

 


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



یا زهــــرا

 

بسم الله الرحمن الرحیم
انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

 شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به محضر حضرت ولی عصر علیه السلام و همه عاشقان امامت و ولایت تسلیت عرض می کنم .

یا رسول الله - صل الله علیه و آل وسلم - ! ایام حزن فرا رسیده ، ایام شهادت جگر گوشه ات فاطمه زهرا سلام الله علیها . همان زهرایی که خیلی دوستش داشتی و احترامش را نگاه می داشتی .

هر وقت می خواستی  بوی بهشت را استشمام کنی آن را از سینه فاطمه سلام الله علیها جویا می شدی . بیا و ببین آن سینه ای که بوی بهشت از آن به مشامتان می رسید بر اثر زخم میخ  و ضربه ی بین در و دیوار . . . .

آه ! قلم تاب نوشتن و دست توان حرکت برای بیان این حادثه عظیم را ندارند .

   یا رسول الله ما دوستی و محبت فاطمه را از خود شما فراگرفته ایم . . .  یک بار عایشه گفت :

چرا اینقدر فاطمه را می بوئی ؟
چرا اینقدر فاطمه را می بوسی ؟
چرا به هر دیدار فاطمه ، جان دوباره می گیری ؟ ...

 


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



نمیشه

 

اینقدر دوست دارم كه تو كتاب جا نميشه           

            پي چاره ام با حرفاي الفبا نميشه

               من كه هيچ، ساعتمم ديوونته دروغ كه نيست

                      تو از اون روزي كه رفتي خوابيده ، پا نميشه

                           هي ميگم كاشكه يه روز معجزه شه با همديگه

                                           دوسه ساعتي بريم كنار دريا ، نميشه

                                    آسمون دلش گرفته ، مث اخماي تو ا...

                             يه گره افتاده رو پيشونيشو ، وا نميشه

                     نامتم با هام لجه ، ميخوام بذارمش كنار

            آنقدر بد باهام ، هر چي كنم تا نميشه

مگه كم ناز چشاتو كشيدم دسته گلم ؟

             كه ديگه يه ذره خندتم مال ما نميشه

                   سرخيا مال تو ، هر چي زرده بفرس واسه من

                               ماهي مثل تو كه پنهون لاي ابرا نميشه

                                     ديدي خواستن ميون من و تو رو ابري كنن ؟

                                           تو نگفتي بهشون بريد ، چه حرفا ،نميشه ؟

                                   مگه از من چي شنيدي كه يهو دلت شكست

                               دل عاشق بيشتر از يك دفعه رسوا نميشه

                       چه شبايي كه نشستم تا سحر به اين اميد

         كه به هر كسي به جز من بگي نه ، يا نميشه

روزي كه خواستي بياي پيشم مث ديوونه ها

         از همه مي پرسيدم پس چرا فردا نميشه

               اينه رسمش ؟ تا يه چيز شنيدي باورت بشه ؟

                         اين جوري كه قصه مون عبرت دنيا نميشه

                             يعني حق با شعر يه شاعر اون روزاش كه گفت ؟

                                           برو مجنون واسه تو هيچ كسي ليلا نميشه

                                           خوابتو ديدم و پرسيدم ازت كجا بودي ؟

                                  گفتي طولانيه قصه ، توي رويا نميشه

                       يادته تماس گرفتم كه ببينم چي شده؟

      گفتي بعدا ، جايي ام ، صحبتش اينجا نميشه

دفترم عادتشه ، فقط تو روش خط بكشي

      خودتم خوب ميدوني بدون امضا نميشه

                 تو رو بايد تو تمام كتابا ، نه كمته

                    حرف تو خلاصه نيس ، پس توي انشا نميشه

                           چشاتو نميشه گفت چه رنگيه بس كه گلي

                                        هيچ چشي ، چش نزنم ، انقد زيبا نميشه

                                                             راستي تو منو يادت رفته ،آره ؟

                               من همونم كه بدون تو شباش به غير يلدا نميشه

                            با خودت قرار گذاشتي ديگه اسممو نگي

      جمله هات تموم ميشه ، با نمي خوام، با نميشه

باشه هر چي تو بگي قبول ، فقط اينو بدون

      حكم قتلمم بدي ، هيچ كسي زيبا نميشه.


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



وقتی با منی

 

وقتي با مني ،‌ خود  را احساس  مي كنم

وقتي  براي تو تلاش مي كنم

هستم

وقتي  به ياد توام

هستم

براي همين است

كه دوستت دارم

با تو هستم

 


از خط خطی های: راضیه توی یکی از روزای خدادر: در ساعت:
|+|



انتظار

 

منتظر موندم به راهت تا هميشه چشم براهت مونده بودم پشت شيشه

انتظارت تلخه مثله مردن عشق مثه عشقي خام وباطل

اگه فردا بياد و باز تو نيايي واي ميخوام داد بزنم از اين جدايي

واي ديگه مردم ديگه مردم  چقدر تو بي وفايي  

مگه من با تو بد كردم خدايي مگه من باتو بد كردم خدايي

هرچي ميخواي بگي بگو اما نگو دوست ندارم

هر كار ميخواي بكن ولي بگو نمي ري از كنارم

تو رو خدا مثه غريبه ها دلم رو هي نرانجون

 تو رو خدا دشمنامو به روي من اينفدر نخندون

بخدا من ميميرم از اين جدا ييي

بخدا من ميميرم اگه نيايي

اگه فردا بياد و باز تو نيايي

اگه فردا بياد و باز تو نيايي